رزسفید |

روزمره گیهای من
خوراک RSS

گرچه شب تاریک است، دل قوی دار سحر نزدیک است

دوشنبه ۲۹ خرداد ۱۳۹۱

داره بارون میاد، باد و بارون.چقدر من این هوا رو دوست دارم، مخصوصا وقتی توی تابستون گرم باشه که باعث بشه هوا یه نموره خنک تر بشه!

امروز رفته بودیم با خانواده صله ارحام!قرار بود عصر با یکی از دوستان برنامه بذاریم که دیر شد و منم بیخیال شدم!فکر کن تازه ساعت ده و نیم کارش تموم شد و منم گفت بیخیال بابا چه خبره؟فردا میخوایم بریم سرکار.لذت باید بچسبه، بدون اینکه استرس دیرخوابیدن و اینکه صبح حالا چه جوری شش و ربع بیدار بشم رو داشته باشم، در نتیجه منم گفتم بیخیال، باشه یه روز دیگه.فکر کنم اون دوست عزیز هم از خداش بود من کنسل کنم چون تا گفتم دیره، اونم رو هوا زد و گفت آره باشه یه شب دیگه.امشب دیگه دیره و دیر میخوابیم و صبح سختمون میشه زود بیدار بشیم!

منم اصلا حال آشپزی رو نداشتم.در نتیجه فردا خانواده نهار ندارن.هر چند خان داداش گفت من یه چیزی درست می کنم، تو فکرش رو نکن.چقدر بودنش بهم قوت قلب میده…از اونجایی که فکر می کردم قراره برم بیرون، همین فکر هم مزید بر علت میشد که اگه الان آشپزی کنم بو میگیرم و از اونجایی که بعد از هر آشپزی حتما باید دوش بگیرم، دیرم میشد.برنامه که کنسل شد، یادم افتاد برای نهار فردای خودم هم چیزی ندارم.تازگی ها هم از غذای بیرون خیلی بدم میاد.در نتیجه پاشدم و یه چیز سمبلی برای نهار فردام درست کردم که با خودم ببرم شرکت.

راستی یه چیز خنک وخوشمزه که من اگه با خودم سالاد به همراه نهارم نبرم شرکت، با خودم میبرم اینه که ماست رو با کدو رنده شده و نمک و فلفل قرمز و آویشن و زیره و یه کوچولو گردو (اگه قرار بود توی خونه خورده بشه بهش پودر سیر هم اضافه می کردم)مخلوط می کنم و میل می کنم.از شب تا فردا ظهر هم این مواد با هم حسااابی قاطی مشین و به خرد هم میرن.تازه کدو برای کاهش وزن هم خوبه!!!

واقعا قصد نداشتم چیزی بنویسم، چون نوشتنم نمیومد و چیز خاصی هم نمیخواستم بنویسم.ولی ذوق اینکه فیل خیس نیستم وادارم کرد این صفحه رو باز کنم ولی حالا الان که اینها رو نوشتم، پابلیششون می کنم!

حالا که تا اینجا اومدین با توجه به هوای خوب و دلپذیر و اینا این شعر رو هم بخونین و برین:

هر کسی رفت

خودش را برد

هیچ کسی نمیتواند

دیگری را حمل کند

رسول یونان

بفرمایید شربت بهارنارنج.میگن برای خواب راحت و اعصاب خوبه!

شب خوش!

پ.ن:راستی با توجه به استقبالی که از نوشتن خلاصه اون کتاب پست قبل و انجام دادن تمرینهاش کردین، از هفته دیگه این پروسه رو شروع می کنیم.پس آماده باشین!!!

۱۱ دیدگاه »

خدا نگه داره این خان داداشو…همسره منم ناهار باید با خودش ببره ..بعدا اینقد سخته هرشب من غذا درست کنم ..تازه همشم باید غذاهام تنوع داشته باشن.خب سخته دیگه

[پاسخ]

۳۰ خرداد ۱۳۹۱ | ۰۸:۱۸
سحر:

سلام رزی جون.خوبی؟
همین که هستی دوباره خودش کلیه . من که خوشحالم . خوش باشی عزیز دلم

[پاسخ]

۳۰ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۰:۰۲

از اون ماست مخلوطت بسیار استقبال کردم.رزی جان حالا که فصل انگور یاقوتیه میتونی ماست و خیار و انگور و شوید هم درست کنی.محشره!!!
شربت بهار نارنج رو به نسبت ۲به ۱با بیدمشک هم قاطی کنی عالی میشه.

[پاسخ]

۳۰ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۰:۲۶
بانوی مهر:

می گم رزی برای خودت کلی کدبانویی ها … جدی می گم… گرچه اون پست آشپزیت فقط عکس پاستا باز شد و اونای دیگه رو ندیدم ولی باریک الله به این همه خانومیت… ایمیلم رو دیدی فرستادم ؟

[پاسخ]

۳۰ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۰:۳۵

رزی جان وبلاگ جدیدت مبارک. ایشالا پر از شادی و آرامش بشه این وبلاگ.
یه پیشنهاد اینکه اگه می تونی فونت عنوانهات رو عوض کن. این فونت یک کمی مشکل داره و حروف رو جدا جدا نشون می ده.

[پاسخ]

۳۰ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۰:۵۵
مرکوری:

باریکلا چه مفصل غذا میبری سرکار من تو خونه هم زورم میاد ماست و سالاد بزارم کنار غذام :)
راستی اون مانتو فروشی رو که آدرس دادی من رفتم و خرید هم کردم. همون روز اومدم بهت بگم نمیشد نظر گذاشت برات. مرسی از معرفیت :)

[پاسخ]

۳۰ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۱:۰۵

میبینم که دوباره وبلاگت داره به روال سابق که زود زود آپ میکردی برمیگرده رزی جونم. کلی ذوق میکنم هر وقت که میام و میبینم پست جدید گذاشتی.

[پاسخ]

۳۰ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۱:۴۰
ترانه:

ما تمرین می خوایم…..

[پاسخ]

۳۰ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۹:۵۸

بارون که میگیره یاد خیلی ها میوفتم که یکیشون تویی. همیشه.
چه ماست هیجان انگیزی! نوش جان دوستم

[پاسخ]

۳۱ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۰:۰۵
مهرناز:

سلام رزی من هم حتما با خودم سالاد میارم سرکار منم از غذای بیرون بدم میاد اگه یه روزی غذا نداشته باشم ترجیح میدم چایی بیسکوییت بخورم تا غذای شرکت رو

[پاسخ]

۳۱ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۵:۴۷
Shabnam:

az inke vaghtato inghadr khoob manage mikoni ke hatta be dorost kardan e ghazaye khoonevadeh o nahare sare karet miresi LEZAT mibaram.
aslan to hameye karat doroste Rozi khanoom,
boooooossss

[پاسخ]

۳۱ خرداد ۱۳۹۱ | ۱۷:۴۳
نوشتن دیدگاه